پاسخ :

ابتدا براي روشن شدن فرقهاي اساسي اين سه مذهب معروف مسيحيت (كاتوليك ـ ارتدوكس ـ پروتستان) لازم است، عقايد و احكام فقهي و زمان ظهور هر سه مذهب توضيح داده شود، تا با مختصر مقايسهاي فرقهاي آنها روشن شود.
1.
كاتوليك
الف) تاريخ پيدايش: اين مذهب كه به معناي اصل و جامع است، تاريخ آن به عصر حواريون، يعني حدود 2000 سال ميلادي پيش ميرسد و به اين مذهب كليساي غرب هم گفته مي شود.[1]
ب) عقايد:
1.
منابع و مآخذ اصول اعتقادي كاتوليكها عبارتست از (كتاب مقدس، تعليمات رسمي كليسا و سنّت) كه سنّت شامل مجموعة شعايرها و اصول اعتقادي كه از حواريون به دست آمده است ميباشد.[2]
2.
مسئله عصمت و بكارت مريم (س): مذهب كاتوليك براي اين دو مسئله اهميت ويژهاي قائل هستند. به طوري كه در دومين شوراي قسطنطنيه (553 م) آموزة بكارتِ هميشگي مريم يك آموزة رسمي كليساي كاتوليك شناخته شد. به اين ترتيب كه مريم (س) تا پايان عمر خويش باكره بود. گرچه كاتوليكها عباراتي از كتاب مقدس را كه شامل معرفي برادران و خواهران عيسي _ عليه السّلام _ است. آنها را به خويشاوندان وي تأويل ميكنند.[3]
3.
نجات و سعادت ابدي: كاتوليكها معتقدند سعادت ابدي با دو شرط حاصل مي شود: فيض خدا و اعمال نيك.[4]
4.
حاكميت كليساها: كليساي رم معتقد است، كساني كه كليسا را رهبري و سرپرستي ميكنند اسقفهاي جهان هستند. كه با هم در جسم واحدي تحت اشراق اسقف رم عمل ميكنند.[5]
5.
اعتقاد به برزخ از جمله اعتقادات كليساي كاتوليك است كه در كتاب دوم مكابيان عباراتي در تأييد برزخ وارد شده كه جزء اپركريفاست. كه در نزد كاتوليكها قابل قبول است.[6]
6.
مسئله لزوم تجرد كشيش: در كليساي غرب كشيشان و روحانيان مطلقاً مجاز به ازدواج نيستند.[7]
7.
عشاي رباني: كاتوليكها معتقدند، نان و شراب حقيقتاً، واقعاً به خون و گوشت مسيح مبدل مي شود.[8]
8.
آيين هفت گانه را مقدس ميدانند.[9]
9.
كاتوليكها پاپ را معصوم و مبراء از گناه ميدانند و معتقدند كه مسيح، پطرس را بر كلية كليساي مسيحيترهبر قرار داده و كليد ملكوت آسمان را به وي سپرده است وي نيز پاپ را تا ابد جانشين و وصي خود قرار داده است.[10]
ج) فقه يا احكام عملي:
1.
كاتوليكها معتقدند كه شعاير ديني (تعميد، تأييد، توبه، عشاي رباني، تدهين بيمار و ازدواج...) را بايد اسقف اداره نمايد.[11]
2.
در عشاي رباني از زنان ور نيامده و فطير استفاده ميكنند.[12]
3.
كاتوليكها معتقدند به احكام دهگانة عهد عتيق و اخلاق كامل مسيحيت كه مركب از يك سلسله قوانين عملي مشخص است به عهدة افراد گذاشته شده است.[13]
4.
عمل توبه: به اين صورت است كه توبه كننده در مقابل كشيش ميايستد و اعترافات خود را اظهار ميكند.[14]
5.
كاتوليكها در غسل تعميد آب را به سر ميپاشند.[15]
2.
ارتدوكس
الف) تاريخ پيدايش ارتدوكس: كلمة ارتدوكس كه مركب از دو كلمة Orthos يعني درست و doxa يعني عقيده، تركيب شده است به معناي عقيده صحيح است. اين مذهب اواخر قرن پنجم ميلادي به هنگام تجزيه روم به شرقي و غربي كه در حدود هزار پيش بود به وجود آمد و به كليساي روم شرقي ارتدوكس اطلاق ميشود.[16]
ب) عقايد
1.
ارتدوكسها روحالقدس را تنها ناشي از پدر ميدانند و علاقهمند هستند كه پدر را به عنوان تنها منبع و منشأ همه چيز حفظ كنند.[17]
2.
ارتدوكس به عصمت پاپ و مقامات كليسا اعتقاد ندارد و معتقدند كليساي جامع يعني مجموعة مؤمنان مسيحي مصون از خطا هستند. به اين معنا كه رو‍حالقدس جامعه مسيحيت را از انحرافات محافظت ميكند، لذا اين مصونيت ديگر شامل افراد خاص نمي شود.[18]
3.
تجرد روحانيون: در شرق همة روحانيوني كه مقامي پايينتر از اسقف دارند مجاز به ازدواج هستند. اين افراد اگر بيش از انتصاب ازدواج كرده باشند ميتوانند زندگي با همسر خود را ادامه دهند.[19]
4.
عصمت و بكارت مريم: براي مسئلة آبستن شدن مريم در عين اعتقاد به پاك دامن بودن او، تعليمي نياوردهاند و گناه كبيره در كليساي ارتدوكس نقش علمي ندارد چون بيگناهي را صفتي ميدانند كه فقط به مسيح _ عليه السّلام _ تعلق دارد و عصمت مريم را به رسميت نميشناسند.[20]
5.
منابع و مآخذ اصول اعتقادي ارتدوكس كتاب و سنّت است.[21]
6.
فديه: آنها معتقدند كه فديه تنها از مرگ مسيح _ عليه السّلام _ به وجود نيامده بلكه به خاطر رستاخيز مسيح هم ميباشد.[22]
ج) احكام عملي يا فقه
1.
از رسوم هفتگانة مسيحي فقط دستگذاري را منحصر به اسقفها ميدانند و بقية رسوم را كشيشها هم ميتوانند انجام دهند.[23]
2.
اجراي عشاي رباني، در كليساي شرق براي برگذاري آنان از نان ورآمده استفاده ميكنند بخلاف كاتوليكها كه از نان ورنيامده استفاده مينمايند.[24]
3.
مذهب ارتدوكس در برخي مراسم و اعياد با كليساهاي ديگر هم فرق دارند از جمله اين كه عبادت را روزهاي يكشنبه و بعضي اعياد انجام ميدهند.[25]
4.
مراسم غسل تعميد: در اين مراسم سر را سه مرتبه در آب فرو ميبرند.[26]
3.
پروتستان
الف) تاريخ پيدايش پروتستان: واژة پروتستان يك واژة فرانسوي است كه به زبان لاتين آمده به معناي معترض است. خاستگاه اين نهضت كشور آلمان است كه در قرن (16 ميلادي) در پي اعتراض مارتين لوتر (1482 ـ 1549 ميلادي) بر عليه فروش آمرزش نامهها و ادعاي تفوق كليساي رم بر جهان مسيحيتمتولد شد. دراين جا به اهم عقايد و مباحث آنها اشارهاي ميشود.[27]
ب) عقايد
1.
پروتستانها عصمت پاپ را قبول ندارند.[28]
2.
رياست داشتن پاپ به تمام كليساها را نميپذيرند.[29]
3.
براي حصول نجات، ايمان را كافي ميدانند و معتقدند كه نجات و رستگاري مخصوص عمل مشخص نيست و تنها از طريق فيض الهي و در ضمن ايمان پديد ميآيد.[30]
4.
آنها اعتقاد به برزخ ندارند. چون بحث اعتقاد به برزخ در كتاب اپوكريفاست كه پروتستان آن را قبول ندارند.[31]
5.
در رابطه با تفسير و تبيين كتاب مقدس معتقدند كه مؤمن به كمك روح القدس قادر به تفسير و تبيين كتاب مقدس است روي اين اساس هر مسيحي ميتواند پيام كتاب مقدس را به وجدان شخص خود دريابد.[32]
7.
عدم تجرد كشيش: لوتر تأكيد ميكرد كه بايد به كشيشها اجازة زناشويي داده شود.[33]
8.
عشاي رباني، اعتقاد دارند كه نان و شراب حقيقتاً و واقعاً به خون و گوشت مسيح مبدل نمي شود يعني تغيير و استحالة واقعي به بدن مسيح را انكار ميكنند.[34]
9.
كتاب مقدس را تنها منبع و مأخذ اصول اعتقادي و اعمالي خود ميدانند.[35]
10.
پروتستانها معتقدند كه روح القدس از خداي پدر و هم از خداي پسر صادر ميشود.[36]
ج) احكام عملي يا فقه
1.
پروتستانها در چگونگي عمل توبه با ساير كليسا فرق دارند و از اينكه توبه كننده در مقابل كشيش بايستد و اعتراف كند با اين عمل مخالف هستند.[37]
2.
از بين آيينهاي هفتگانة مقدس در كليسا فقط غسل تعميد و عشاي رباني را آيين مقدس ميدانند. گرچه برخي از اعمال را نيز انجام ميدهند. اما يك رسم مقدس به حساب نميآورند.[38]
3.
دعا براي مردگان كه در آن كليسا مرسوم است در پروتستانها فاقد ارزش است.[39]
با توجه به عقايد و احكامي كه براي اين سه مذهب معروف مسيحيتذكر گرديد، فرقهاي اساسي كاتوليكها با ارتدوكسها در باب عقايد و... عبارت است از: عصمت پاپ و تجرد و عدم تجرد كشيش، شر و سعادت، حاكميت كليسا و منشأ روح القدس و از حيث احكام در ادارة شعاير ديني و چگونگي عمل توبه و غسل تعميد فرقهايي وجود دارد و فرقهاي اساسي كه بين اين دو كليسا با پروتستانها در عقايد و.. هست عبارتند از: اعتقاد به برزخ و تفسير كتاب مقدس و عشاي رباني و چگونگي عمل توبه و در تعداد آيينهاي مقدس و همچنين دعا براي مردگان با هم فرقهايي دارند.
منابع براي مطالعة بيشتر:
1.
جورج، برانتل، آيين كاتوليك، مترجم، حسن قنبري، ناشر مركز مطالعات و تحقيقات اديان، 1382.
2.
برايان، ويلسون، دين مسيح، مترجم حسن افشار، ناشر نشر مركز تهران، تاريخ 1381.
3.
مك آفي بروآن، رابرت. روح آيين پروتستان، مترجم فريبرز مجيدي، ناشر نگاه معاصر، 81، تهران.
4.
نوني، لين، تاريخ تفكر مسيحي، مترجم همايون، ناشر نقش جهان، مكان تهران، تاريه 1379.
5.
ايزدپناه، مهرداد،‌آشنايي با دين مسيح، ناشر محور، مكان تهران 1381.
6.
هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق، حقيقت مسيح، ناشر در راه حق، مكان قم، 1361.
7.
مصفل صفا در نقد كلام مسيحي، احمد علوي عاملي، ناشر بيتا، مكان قم، 1373.
8.
خاچيكي، سارو، اصول مسيحيت، ناشر حيات ابدي، مكان بيتا، بينا.
9.
آليستر مك كراث، مقدمهاي به تفكر نهضت اطلاع ديني، مترجم بهروز حدادي، ناشر مركز مطالعات و تحقيقات مذاهب و اديان، 1382 قم.
10.
و . م. ميلد، تاريخ كليساي قديم در امپراطور روم و ايران، مترجم علي نخستين، تهران، 1931 م ناشر بيتا.
امام هفتم: موسي كاظم _ عليه السّلام _ :
در يكي از بدترين مكانهاي جهنم كه (سقر) نام دارد نام پنج تن از امم سابق ذكر شده است. اين پنج تن عبارتاند از: قابيل، نمرود، فرعون يهود، كه ( قوم يهود را منحرف ساخته و از دين خارج كرد) و پولس كه نصرانيت را با بدعتهاي خود به وضعيت كنوني درآورده.
جامع الاخبار، تاج الدين شعيري، ص 143، انتشارات رضي، قم، 1363 ش.


[1] . زيبانژاد، محمد رضا، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 92، ناشر اشراق، ـ 1375 قم. توفيقي، حسن،‌آشنايي با اديان بزرگ، ص 169، ناشر: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني، تهران ، چاپ 5. زيبانژاد، محمد رضا، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 244، ناشر سروش، تهران 1382.
[2] . زيبانژاد، محمد رضا، مسيحيت شناسي مقايسهاي، ص 245، و همان مؤلف در كتاب درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت ص 90.
[3] . مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 245، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 89، مؤلفه ايثار، جهان مسيحيت، ص 34، نا بينا،‌تا، بيتا.
[4] . درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 92، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 250.
[5] . توفيقي، حسن، كلام مسيحي، ص 111، ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب.
[6] . درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 93، مسيحيتشناسي مقايسهاي ص 250.
[7] . كرنر، اول، سرگذشت مسيحيت، ص 168.
[8] . آشنايي با اديان بزرگ، ص 156، كلام مسيحيت، ص 96 درآمد به تاريخ و كلام، ص 94.
[9] . كلام مسيحي، ص 92، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحي، ص 94، آشنايي با اديان بزرگ. ص 152.
[10] . مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 242، درامدي بر تاريخ و كلام مسيحي، ص 89، مولند، اينار، جهان مسيحيت، ص 35.
[11] . درآ,دي بر تاريخ و كلام مسيحي، ص 91، جهان مسيحيت، ص 38، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 249.
[12] . سرگذشت مسيحيت، ص 168. درا,دي بر تاريخ و كلام مسيحي، ص 91، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 249.
[13] . درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 93، جهان مسيحيت، ص 84، مسيحيتشناسي مقايسهاي ص 250.
[14] . درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 93.
[15] . مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 249.
[16] . درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحي، ص 89، 88، آشنايي با اديان بزرگ، ص 169.
[17] . مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 244. درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحي.
[18] . جهان مسيحيت، ص 35، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 244، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحي، ص 89.
[19] . درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 229، سرگذشت مسيحيتص 168.
[20] . مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 245، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحي، ص 89، جهان مسيحيت، ص 34.
[21] . جهان مسيحيت، ص 31، 57، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 90.
[22] . همان، ص 34 و ص 90.
[23] . همان، ص 38، همان، ص 91، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 248.
[24] . جهان مذهبي، ص 759، درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحيت، ص 91.
[25] . جهان مسيحيت، ج 2، ص 9، درآمدي بر كلام و تاريخ مسيحيت، ص 91.
[26] . مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 249.
[27] . آشنايي با اديان بزرگ، ص 170، فرهنگ واژهها ص 95، برايان، ويلسون، دين مسيح، مترجم حسن افشار، ص 95.
[28] . درآمدي بر كلام و تاريخ مسيحيت، ص 91، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 242.
[29] . همان، ص 92، توفيقي، حسن، كلام مسيحي، ص 108، مؤلف ميشل توماني، ناشر: مركز مطالعات و تحقيقات اديان و مذاهب.
[30] . همان، ص 93، فرهنگ واژهها، ص 98.
[31] . همان، ص 93، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 250.
[32] . كلام مسيحي، ص 111، فرهنگ واژهها، ص 97.
[33] . درآمدي به تاريخ و كلام مسيحي، ص 94.
[34] . همان، ص 94، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص245.
[35] . جهان مسيحيت، ص 63، همان، ص 251.
[36] . درآمدي بر كلام و تاريخ مسيحيت، ص 89، مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 245، 244.
[37] . همان، ص 93.
[38] . همان، ص 94، جهان مذهبي، ص 794 تا 797.
[39] . درآمدي بر تاريخ و كلام مسيحي، ص 93، و مسيحيتشناسي مقايسهاي، ص 250.